تبلیغات
مددکاری - مدرسه گریزی
منوی كاربری

این وبلاگ را صفحه خانگی خود كن !    به مدیر وبلاگ ایمیل بزنید !    این وبلاگ را به لیست علاقه مندی های خود اضافه كنید !

پیغام مدیر : به شما كاربر گرامی سلام عرض می كنم . امیدوارم در این وبلاگ دقایقی خوبی را سپری كنید . برای آگاهی از امكانات این وبلاگ خواهشمندم كه تا آخر صفحه این وبلاگ را مشاهده نمایید .

نظرسنجی
آدرس های دیگر
صفحات وبلاگ
لینك به ما / لوگوی دوستان
لینك به ما


لوگوی دوستان

آمار وبلاگ
امروز :

بازدید های امروز :

بازدید های دیروز :

كل بازدیدها :

كل مطالب :

كل نظرات :

ایجاد صفحه : - ثانیه

دوشنبه 24 مهر 1385
مدرسه گریزی

مدرسه گریزی

آموزش - احمدرضا محمدپور:

اصطلاح مدرسه‌گریزی پس از اجباری شدن آموزش و پرورش در اواخر قرن نوزدهم میلادی در اروپا رواج یافت.

در آن موقع اصطلاح فرار از مدرسه كلیه شكل‌های غیبت بدون اجازه از مدرسه را دربرمی‌گرفت. فرار از مدرسه عكس‌العمل‌های متفاوتی از سوی اولیاء‌ و مربیان برانگیخته است كه اهمیت مطالعه گسترده این موضوع را دو چندان می‌كند.

 نگرانیهایی كه این نوع مشكل به وجود می‌آورد پرسشهایی را در ذهن اولیاء و مربیان به وجود می‌آورد مانند: سرنوشت او چه می‌شود؟ آیا یك زندگی را در آینده راه خواهد برد؟ آیا در بزرگسالی به مشكلی برنمی‌خورد؟

با این توصیف سوالی را می‌توان مطرح كرد كه آیا فرار از مدرسه یك فاجعه است؟ در بهترین شرایط مدرسه‌گریزی می‌تواند تبعات جبران‌ناپذیری را به دنبال داشته باشد. به طوری كه برخی از روانشناسان مدرسه‌گریزی را با خودكشی فردی مقایسه كرده‌اند.

 

 

 

مدرسه گریزی

آموزش - احمدرضا محمدپور:

 

اصطلاح مدرسه‌گریزی پس از اجباری شدن آموزش و پرورش در اواخر قرن نوزدهم میلادی در اروپا رواج یافت.

در آن موقع اصطلاح فرار از مدرسه كلیه شكل‌های غیبت بدون اجازه از مدرسه را دربرمی‌گرفت. فرار از مدرسه عكس‌العمل‌های متفاوتی از سوی اولیاء‌ و مربیان برانگیخته است كه اهمیت مطالعه گسترده این موضوع را دو چندان می‌كند.

 

 نگرانیهایی كه این نوع مشكل به وجود می‌آورد پرسشهایی را در ذهن اولیاء و مربیان به وجود می‌آورد مانند: سرنوشت او چه می‌شود؟ آیا یك زندگی را در آینده راه خواهد برد؟ آیا در بزرگسالی به مشكلی برنمی‌خورد؟

 

با این توصیف سوالی را می‌توان مطرح كرد كه آیا فرار از مدرسه یك فاجعه است؟ در بهترین شرایط مدرسه‌گریزی می‌تواند تبعات جبران‌ناپذیری را به دنبال داشته باشد. به طوری كه برخی از روانشناسان مدرسه‌گریزی را با خودكشی فردی مقایسه كرده‌اند.

 

 به عبارت دیگر، همان طور كه بیمار در معرض خطر خودكشی را باید بستری كرد، یك كودك مدرسه گریز را نیز باید به یك مدرسه شبانه‌روزی یا بازپروری نوجوانان منتقل كرد. چرا كودك از مدرسه می‌گریزد؟ جواب این سؤال را با پیگیری مسیر رشد و تحول كودك می‌توان پیدا كرد. ورود به مدرسه اولین برخورد جدی كودك با اجتماع و درخواستهای آن است.

 

كودك مدرسه گریز، آینده اجتماعی و شغلی خود را به مخاطره می‌اندازد، در نتیجه فرار از مدرسه یك خودكشی اجتماعی است.

 

با ورود كودك به محیط مدرسه، دوگانگی و كشمكشی بین محیط خانوادگی و محیط جدید ایجاد می‌شود. اما این تعارض از كجا ریشه می‌گیرد؟

 

 مدرسه برای آموختن مهارتهای تفكر جدید مثل نوشتن، حساب و... روی شناخت بنیادی كودك از دنیای اطرافش تأثیر می‌گذارد، در عین حال دامنه این تأثیر تا رشد جسمانی وی هم كشیده می‌شود. اثر روی رشد جسمانی با آموزشهای حركتی، زنگهای ورزش و رسیدگی به مسائل بهداشتی خودش را نشان می‌دهد.

 

كودك در محیط آموزش، خود را بین هم سن و سالانش می‌بیند و برای نخستین بار دست به ترسیم تصویری از خود براساس نگرشهای گروه همسالان می‌زند. این تصویر جدید، از زاویه دید محیطی، در تعارض با تصویر قبلی محیط خانوادگی قرار می‌گیرد.

 

پس مدرسه تكالیف جدیدی را روی دوش كودك كه ماهیتی رابطه‌جو دارد می‌گذارد. می‌توان گفت ورود به مدرسه به خاطر همین تكلیف جدید بحران‌زا است. هر چند نمی‌توان تفاوتهای فرهنگی شدن و اجتماعی شدن افراد را از نظر دور داشت ولی هر كودكی با توجه به تمام ملاحظات متحمل فشار روانی می‌شود.

 

كیفیت فشار روانی متفاوت تجربه می‌شود. انسان موجودی رابطه‌جو و اهل تجربه كردن است؛ وقتی مدرسه تكالیفی را فراتر از توان دانش‌آموز از وی می‌خواهد نطفه مدرسه‌گریزی بسته می‌شود. كودك مدرسه‌گریز را كودكی توصیف می‌كنند كه دارای هوش پایین‌تری است، هوش وی برای سازگاری با درخواستهای محیط آموزشی كافی نیست.

 

در كوتاهترین تعریف هوش توانایی سازگاری با محیط است. ظرفیت پنهان كودك در برخورد با درخواستهای محیط جدید آشكار می‌شود.

 

رشد اخلاقی كودك در دوره مدرسه دارای جایگاه ویژه‌ای است. كودك از یك‌سو با ارزشهای اخلاقی محیط آموزشی كه توسط مدرسه و معلم تدریس می‌شود و از سوی دیگر با ارزشهای اخلاقی گروه همسالان دست به گریبان است.

 

 اخلاق به طور معمول ادب را ستایش می‌كند ولی گروه همسالان جسارت و بی‌ادبی را شجاعت می‌داند. ظرفیت سازش یافتن یا كنار آمدن با موفقیتهای مختلف و متفاوت لازمه میانجی‌گری این دو نوع خط‌مشی اخلاقی است.

 

 اگر كودكی نتواند بین این دو قطب متضاد صلح و سازش ایجاد كند دچار ناكامی خواهد شد.  تلاش كودك در این سن و سال برای انجام كاری جدید و بكار بستن ابتكار از سوی احساس درونی مقصر بودن و گناهكاری تهدید می‌شود. ولی همین كودك از 6 – 7 سالگی تا آغاز نوجوانی روابط عمده اجتماعی‌اش را در محیط آموزشی و گروه همسالان سپری می‌كند. فقدان احساس كارآمد بودن و مثمرثمر بودن كودك را متزلزل می‌كند و بهره‌وری و كارآمدی فرد را تهدید می‌نماید.

 

 

عوامل موثر بر مدرسه‌گریزی

 

1 – وجود تعارض یا كشمكش درون روانی والدین: یكی از والدین به دلیل وجود رگه‌های مرضی در شخصیت نشانه‌های وابستگی كودك را تقویت می‌كند. طوری كه جدایی از والدین برای كودك سخت شده، در نتیجه از مدرسه می‌گریزد.

 

2 – كشمكش درون روانی كودك: مدرسه هراسی و دیگر اختلالاتی كه برای اولین بار در طی كودكی بروز می‌كند، می‌توانند از عوامل تسریع‌كننده یا زمینه‌ساز مدرسه‌گریزی باشند. مثلاً بیش فعالی می‌تواند شكست تحصیلی و گریز از مدرسه را به خاطر پاسخ ندادن به توقعات مدرسه، در پی داشته باشد. بنابراین درمان اختلالات زمینه‌ای بسیار مهم است.

 

3 – كشمكش درون خانواده: روشهای فرزند‌پروری سه‌گونه‌اند: سهل‌انگاری، مستبدانه و دموكراتیك كه هم دیكتاتوری والدین و هم سهل‌انگاری را می‌توان زمینه‌ساز دانست. زیرا در هر دو حالت شكلی از فشار روانی روی كودك است.

 

در شكل مستبدانه نهنگی در آكواریومی اسیر و در شكل سهل‌انگارانه ماهی قرمز كوچكی در دریا با تمام خطرها رها می‌شود. كودك نیاز به حمایت، امنیت و تأیید از سوی والدین را دارد و آزادی بدون مرز او را مضطرب می‌كند زیرا او قادر نیست به تنهایی مسیر را طی كند. كما اینكه روش مستبدانه هم خلاقیت و اعتماد به نفس كودك را تخریب می‌كند. هر دو شكل تربیت مستبدانه و دموكراتیك بیانگر جهل و بی‌دانشی والدین است و ناتوانی آنها را نشان می‌دهد.

 

4 – عادی بودن فشار روانی در مراحل انتقالی: در زندگی یك‌سری مراحل انتقالی وجود دارد كه می‌توان هم آن را به شكل وسایل عبور (رشد) دید و هم آنها را منشاء یك آسیب دانست. مراحلی چون یائسگی، بلوغ، ازدواج و امثال آن.

 

5 – عدم درك نیازهای اساسی در خانه یا مدرسه: می‌توان گفت مهمترین عامل در مدرسه‌گریزی است. مدرسه ناكام‌كننده و خانواده سركوب كننده از آن جمله است.

 

روابط دیكتاتوری – سهل‌انگاری در مدرسه و خانه منجر به آسیب‌هایی در سطح جامعه می‌شود. آسیب‌هایی چون دختران فراری، پسران بزهكار و.... كه نوجوانان آسیب‌دیدگان این نوع برخوردند.

 

زیربنای این رابطه چه در مدرسه و چه در خانه روابط غیرانسانی است. ویرجینا ساتیر، خانواده درمانگر شهیر، می‌نویسد: «من در گذشته فكر می‌كردم كه بمب اتم ما را از بین می‌برد اما حالا فكر می‌كنم كه اگر چیزی بتواند ما را از بین ببرد چیزی جز روابط غیرانسانی نیست.» خانواده درمانی در مورد خانواده‌های دشوار و یا آشفته لازم است.

 

 زیرا كه مدرسه‌گریزی محصول مشترك خانواده و اجتماع است، محیط آموزش به شكل اخص، جامعه به طور اعم مد نظر است. این مسأله آنجا بغرنج‌تر می‌شود كه پیشینه تحكم‌گونه نیز دنباله محیط اجتماعی را تشكیل دهد.

 

    

      

   منبع: http://www.hamshahri.org/News/?id=6067

 

نوشته شده توسط محمد برخورداری ساعت 02:10 ق.ظ موضوع مطلب :‌ مسایل کودکان ونوجوانان ,

ویرایش شده در - و ساعت -

لینك ثابت | نظرات ()


This Template Designed By Theme.MihanBlog.Com And Davood Jafari