تبلیغات
مددکاری - مهریه، یك سپر شیشه‌ای‌
منوی كاربری

این وبلاگ را صفحه خانگی خود كن !    به مدیر وبلاگ ایمیل بزنید !    این وبلاگ را به لیست علاقه مندی های خود اضافه كنید !

پیغام مدیر : به شما كاربر گرامی سلام عرض می كنم . امیدوارم در این وبلاگ دقایقی خوبی را سپری كنید . برای آگاهی از امكانات این وبلاگ خواهشمندم كه تا آخر صفحه این وبلاگ را مشاهده نمایید .

نظرسنجی
آدرس های دیگر
صفحات وبلاگ
لینك به ما / لوگوی دوستان
لینك به ما


لوگوی دوستان

آمار وبلاگ
امروز :

بازدید های امروز :

بازدید های دیروز :

كل بازدیدها :

كل مطالب :

كل نظرات :

ایجاد صفحه : - ثانیه

چهارشنبه 15 فروردین 1386
مهریه، یك سپر شیشه‌ای‌

مهریه، یك سپر شیشه‌ای‌  

    

      

  

 

خانواده - مینا مولایی:

امروز 38 ماه بعد است ؛ 38 ماه گذشته است از روزی كه داماد گزارش ما كنار عروسش پای سفره عقد نشست؛ روزی كه امضای آن‌ها برگه‌های صفحات سفید یك عقدنامه را پر كرد و 1001 سكه طلا به نشانه محبت مرد، مهر زن شد. 1001 سكه طلا به نیت 1001 نام خدا.

امروز 38 ماه بعد است و داماد، روبه‌روی ما نشسته است پشت میز تحریریه یكی از روزنامه‌ها و از اتفاقی می‌گوید كه مسیر زندگی زناشویی او را تغییر داد.

 

 

 

 

 

مهریه، یك سپر شیشه‌ای‌  

    

      

  

 

خانواده - مینا مولایی:

امروز 38 ماه بعد است ؛ 38 ماه گذشته است از روزی كه داماد گزارش ما كنار عروسش پای سفره عقد نشست؛ روزی كه امضای آن‌ها برگه‌های صفحات سفید یك عقدنامه را پر كرد و 1001 سكه طلا به نشانه محبت مرد، مهر زن شد. 1001 سكه طلا به نیت 1001 نام خدا.

امروز 38 ماه بعد است و داماد، روبه‌روی ما نشسته است پشت میز تحریریه یكی از روزنامه‌ها و از اتفاقی می‌گوید كه مسیر زندگی زناشویی او را تغییر داد.

 

«رضا استادی» از همكاران ماست؛ روزنامه‌نگار و نویسنده‌ای كه به‌خاطر نپرداختن مهریه تا زندان هم رفته است، مثل خیلی از مردهای دیگری كه مهر زندانی مهریه بر پیشانی شان خورده است؛ آدم هایی كه یك روز مثل خیلی از زن و شوهرهای دیگر ، با یك دنیا آرزو برای آینده زندگی‌شان، پیمان ازدواج بستند و چند ماه و چند سال بعد، به این نتیجه رسیدند كه جدایی بهتر است.

 

البته او از رفتن به زندان چندان احساس بدی ندارد. خودش می‌گوید به عنوان یك نویسنده این تجربه فواید زیادی هم برای‌ او داشته كه حاصل آن نوشتن چند رمان است كه این روزها سخت درگیر نگارش نهایی آن است و یكی از آن‌ها سال آینده منتشر خواهد شد. اما قطعا زندان تجربه خوشایندی برای همه مردها نیست.

 

آن‌ها هم نمی‌خواستند یك روز به این‌جا برسند؛ نمی دانستند كه یك روز به این‌جا می‌رسند. از آذر 82 كه لباس شادی پوشیدند تا مهر 83، قرارشان زندگی بود در كنار هم.

 روزگار كه گذشت و مشكلات كه جلو آمدند و خیار كه به جای تلخش رسید، آن‌ها هم سراغ قانون رفتند: «آذر ماه82 بود كه عقد كردیم. قرارمان این بود كه اواخر تابستان سال بعد ازدواج كنیم. اما به دلیل مشكلاتی كه پیش آمد، دوم مهرماه83، همسرم بدون هیچ مقدمه‌ای مهریه‌اش را اجرا گذاشت و با استفاده از «حق حبس» تمام مهریه‌اش را پیش از آغاز زندگی مشترك مطالبه كرد. 

 

از اسفند84 هم، ماهانه یك و نیم سكه به عنوان اقساط مهریه به همسرم پرداخت می‌كنم و اگر همه‌چیز به همین منوال پیش رود، پرداخت این میزان مهریه تا 60 سال طول خواهد كشید.»

 

این را رضا استادی می‌گوید و ادامه می‌دهد: «ابتدا فكر می‌كردم مهریه می‌تواند تضمین خوبی برای زندگی مشترك و ترغیب زن به زندگی باشد، خانم‌های ایرانی و به‌خصوص خانم‌های خانه‌دار، در طول زندگی مشترك معمولا آن‌قدر درگیر امور خانه هستند كه از جنبه‌های مختلف در یك حد مشخص باقی می‌مانند و نسبت به مردها رشد زیادی نمی‌كنند. من هم به همین دلیل قبول كردم، این مقدار مهریه در عقدنامه ثبت شود تا همیشه به من یادآوری كند كه به همسرم این مقدار بدهكارم. وقتی كه بدانیم به یك نفر بدهكاریم، قدرشناسانه‌تر با او برخورد می‌كنیم.

 

از طرف دیگر در آن زمان اگر همسرم به تعداد سال‌های سنش هم مهریه می‌خواست بازهم قبول می‌كردم. به‌هرحال آدم در زندگی یك‌‌بار عاشق می‌شود و ازدواج می‌كند، در این یك‌بار هم باید به هر نحوی حسن نیت خود را به كسی كه دوستش دارد، نشان دهد. من حتی حق انتخاب مسكن، حق تحصیل و حق كار در خارج از منزل را هم به ایشان دادم كه البته بعدها همه این‌ها تبدیل به بهانه‌ای برای اذیت و آزار و تن‌ندادن به زندگی مشترك شد.»

 

مشكلات خیلی وقت‌ها بی‌بهانه جلو می‌آیند و سایه می‌كنند روی زندگی آدم‌ها؛ درست لحظه‌ای كه فكرش را نمی‌كنند: «مشكل من با همسرم یك مشكل خیلی بچه‌گانه بود آن‌ها اختلافات خانوادگی و قدیمی با پدر خود داشتند و توقع داشتند كه من هم در این میان جانب آن‌ها را بگیرم. وقتی من حاضر به این كار نشدم، بحث پرداخت مهریه را پیش كشیدند و بعد هم سر لج‌بازی كار به اینجا كشید.»

 

این روزنامه‌نگار بعد از اشاره به این مساله می‌گوید: «متاسفانه ما، در مورد خیلی از چیزها تصور واقعی نداریم، وضعیت خانم‌ها هم در مورد مهریه‌شان همین‌طور است. یك سنت خوب به قدری پیچیده شده كه اساسا همه محسنات آن زیرسؤال رفته است. مثلا یك خانم فكر می كند كه اگر مهریه‌اش 700 سكه طلاست، این یعنی یك چك نقدی معادل 700 سكه توی دستان‌اش است؛ درحالی‌كه این طور نیست.تصور اشتباه دیگر خانواده‌ها این است كه فكر می كنند مهریه یك تضمین است برای ادامه زندگی.درحالی‌كه تجربه من بعد از سه سال رفت‌وآمد به دادگاه‌های خانواده و آشنایی با آدم‌های مختلف، به من می‌گوید كه هیچ‌وقت نمی توان روی مهریه به عنوان وسیله‌ای برای حفظ و دوام یك زندگی حساب كرد.

 

مهریه در بهترین حالت، مثل یك سپر شیشه‌ای است كه به دست یك زن می دهند .این خانم با این سپر شیشه‌ای، توانایی محدودی برای مبارزه دارد، چون بالاخره یك‌جا این سپر می‌شكند، فرقی هم نمی كند كه 100 سكه باشد یا 1000تا. اكثر قریب به اتفاق محاكم قضایی، با به زندان رفتن مرد و تشكیل جلسه رسیدگی به اعسار مرد و شهادت چهار شاهد درباره عدم توانایی مالی مرد، مهریه را قسط‌بندی می‌كنند و درنهایت پیش‌قسط محدودی هم تعیین می‌كنند و بعد از آن خانم برای چیزی مثل مهریه كه از شیر مادر هم حلال‌تر است و حق اوست، باید ماه به ماه به دادگاه مراجعه كند و ماهی یك سكه دریافت كند و سال‌ها طول بكشد تا مهریه‌اش را دریافت كند.»

 

چند لحظه مكث می كند و بعد ادامه می دهد:« این حرف‌ها را من از موضع مردی می‌زنم كه همه مراحل و مشكلات پرداخت مهریه را گذرانده‌. با این حال، جدا از قضیه خودم، اعتقاد كلی من این است كه در این جامعه و با این قوانین، زن‌ها مظلوم واقع می‌شوند، حداقل در میان اطرافیان من، چندین خانم هستند كه علی‌رغم سال‌ها زندگی مشترك هنگام طلاق، نه مهریه گرفتند و نه حتی توانستند حضانت فرزند خود را بگیرند. از حقوق دیگرشان هم چشم‌پوشی كردند تا طلاق بگیرند.»

 

آذر ماه سال گذشته بود كه من زندان رفتم. تا قبل از آن یك تصور خاص از زندان داشتم. بالاخره به عنوان یك روزنامه‌نگار و نویسنده نمونه‌هایی مثل زندان قصر را از نزدیك دیده‌بودم. اما با آن تصور واقع‌بینانه‌ای كه راجع به زندان داشتم، باز هم وقتی وارد زندان اوین شدم، شوكه شدم! چون به محیطی وارد شده بودم كه اسم زندان روی آن بود. دیوارهای بلندی داشت و همیشه از آن محافظت می‌شد.

 

21 روز با صدها محكوم به پرداخت نفقه و مهریه پشت میله‌های زندان بوده ‌است: «بین ما پنج نفر، كمترین میزان مهریه 14 سكه بود؛ مرد محكوم، در خیابان چراغ برق مغازه بزرگی داشت و 14 سكه طلا، مثل پول خرد توی جیب‌اش بود، اما نمی‌خواست همین میزان مهریه را هم بدهد. بیشترین میزان مهریه هم متعلق به من بود. در آن جمع كم نبودند افرادی كه توانایی مالی پرداخت همه یا بخشی از مهریه همسرشان را داشتند اما به زندان آمده بودند تا با طی مراحل قانونی مهریه را قسطی كنند. البته بعضی‌ها هم توانایی پرداخت نداشتند.

 

درهرحال بحث قانونی گرفتن مهریه پیگیری و دوندگی زیادی می‌خواهد كه در بیشتر موارد خانم‌ها تا یك مرحله‌ای پیش می روند و بعد خسته می‌شوند و ادامه نمی‌دهند. تعداد كمی از خانم‌ها هم این مساله را تبدیل به كاسبی می‌كنند. حتی مردهایی هم كه پرداخت مهریه را قبول می كنند، دیگر همسرشان را طلاق نمی‌دهند و درخواست تمكین و ازدواج مجدد می‌دهند كه معمولا در محاكم پذیرفته می‌شود و در قبال همه امتیازهایی كه به مرد تعلق می‌گیرد، در عرف موجود، فقط ماهی یك سكه طلا به زن پرداخت می‌شود.»

 

رضا استادی ادامه می دهد: « سنگ بزرگ علامت نزدن است؛ وقتی زنی در ابتدای زندگی مهریه خود را 500 سكه تعیین می‌كند و تقاضاهای دیگری همچون: خرید مفصل، عروسی مجلل و... را هم دارد، باتوجه به بودجه محدودی كه مرد برای ازدواج دارد، معلوم است كه مهریه و پرداخت آن می‌شود چرخ پنجم گاری. اما اگر خانم‌ها به جای مهریه های سنگین، با تاكید بر شرایط ضمن عقد، حقوقی مساوی با آقایان را مطالبه كنند، حداقل دیگر در زمان جدایی دچار مشكل نمی‌شوند. البته به نظر من وجود مهریه، لازم است و مرد باید درمقابل جوانی و عمری كه زن قرار است در خانه او صرف كند، مهریه‌ای را در قالب هدیه به همسرش بپردازد.

 

چون به‌هرحال در اكثر مواقع زن‌ها بعد از طلاق مشكلاتی به مراتب بیشتر از مشكلات آقایان برای زندگی دارند. اما اینكه منتظر بنشینیم تا با این قوانین عندالاستطاعه مشكلی حل شود به نظرم بعید به‌نظر می‌رسد. چه اشكالی دارد كه زن و شوهر از همان ابتدای ازدواج به موضوع طلاق هم فكر كنند و برای این مساله تصمیم معقولی بگیرند و با قانع‌شدن به یك مهریه معقول،‌ شرایطی را تعیین كنند كه مثلا اگر در زمان طلاق طبق تشخیص چند فرد معتمد، مشخص شد كه مرد یا زن مقصر است، فرد مقصر ملزم به پرداخت خسارت به دیگری باشد.

 

من خودم اگر بخواهم دوباره ازدواج كنم، حتما این‌بار، یك مبلغ مشخصی كه در توانم باشد را به عنوان مهریه به همسرم می‌پردازم تا او هم آن پول را جایی سرمایه‌گذاری كند و ازنظر مالی یك استقلال نسبی پیدا كند. به‌هرحال وقتی آدم می‌خواهد كسی را برای یك عمر زندگی انتخاب كند، باید حسن‌نیت خود را هم ثابت كند و دوست‌داشتن خشك و خالی نباشد.»

منبع : http://www.hamshahri.org/News/?id=17017

 

نوشته شده توسط محمد برخورداری ساعت 12:04 ب.ظ موضوع مطلب :‌ ازدواج وطلاق ,

ویرایش شده در - و ساعت -

لینك ثابت | نظرات ()


This Template Designed By Theme.MihanBlog.Com And Davood Jafari