تبلیغات
مددکاری - مطالب زنان و دختران آسیب دیده
منوی كاربری

این وبلاگ را صفحه خانگی خود كن !    به مدیر وبلاگ ایمیل بزنید !    این وبلاگ را به لیست علاقه مندی های خود اضافه كنید !

پیغام مدیر : به شما كاربر گرامی سلام عرض می كنم . امیدوارم در این وبلاگ دقایقی خوبی را سپری كنید . برای آگاهی از امكانات این وبلاگ خواهشمندم كه تا آخر صفحه این وبلاگ را مشاهده نمایید .

نظرسنجی
آدرس های دیگر
صفحات وبلاگ
لینك به ما / لوگوی دوستان
لینك به ما


لوگوی دوستان

آمار وبلاگ
امروز :

بازدید های امروز :

بازدید های دیروز :

كل بازدیدها :

كل مطالب :

كل نظرات :

ایجاد صفحه : - ثانیه

سه شنبه 17 مهر 1386
تنها، بیرون از خانه

 

تنها، بیرون از خانه  

ایران - منصوره مصطفری‌زاده:

كانون اصلاح و تربیت یكی از بهترین جاهایی است كه مسیر دختران فراری به آن ختم می‌شود.

وقتی اسم کانون اصلاح و تربیت می‌آید، تصور خیلی‌ها یک عده پسر نوجوان با سرهای تراشیده است که لباس‌های خاکستری یک‌جور پوشیده‌اند و زیر آفتاب قدم می‌زنند. این درست است اما همه‌اش نیست. کمی آن‌طرف‌تر از ساختمان‌های بلند کانون پسران، یک خوابگاه و چندساختمان هم هست که به آن می‌گویند کانون دختران.

ظهر است و دخترها منتظر نشسته‌اند تا بروند باشگاه. وقتی خبر می‌رسد به خاطر اعزام 3 نفر از بچه‌ها رفتنشان لغو شده، چاره‌ای انگار ندارند جز اینکه بنشینند روبه‌روی یک تازه‌وارد تا کمی با او گپ بزنند و وقتشان بگذرد. جواب اولین سؤال کافی است تا معلوم شود اینجا کجاست.

 

 

 

...ادامه مطلب
نوشته شده توسط محمد برخورداری ساعت 02:10 ق.ظ موضوع مطلب :‌ زنان و دختران آسیب دیده ,

ویرایش شده در - و ساعت -

لینك ثابت | نظرات ()

یکشنبه 17 تیر 1386
زمینه‌های بزهكاری زنان

زمینه‌های بزهكاری زنان  

ایران - فریبا زمانی:

ارتكاب جرم و عمل خلاف به قشر اجتماعی یا جنس معینی اختصاص ندارد.

زن یا مرد در جایگاه‌های اقتصادی و اجتماعی متفاوت، از راه‌های گوناگون فرصت‌هایی برای عمل خلاف پیدا می‌كنند.

افزایش ناموزون جمعیت و توزیع نامتعادل آن، آلودگی‌های زیست محیطی، بحران‌های اقتصادی، افزایش بیكاری، مهاجرت‌های دسته‌جمعی، حاشیه‌نشینی در كلان شهرها، نزاع‌های قومی و افزایش جرم و جنایت از جمله مسائلی هستند كه توجه بسیاری از صاحب‌نظران مسائل اجتماعی را جلب كرده‌اند.

 چرا كه جرایم نه‌تنها افزایش یافته‌اند، بلكه طیف وسیعی از اعمال خلاف، از استعمال مواد مخدر گرفته تا سرقت‌های مسلحانه و آدم‌ربایی و سوءاستفاده‌های مالی را دربرمی‌گیرد.این اعمال صدالبته مختص مردان نیست. گروهی از جمع خلافكاران را زنان تشكیل می‌دهند. اگرچه نسبتشان با مردان ناچیز است. این مطلب به چون و چرایی رشد زمینه های اقتصادی و اجتماعی بزهكاری زنان می‌پردازد.

 

 

 

 

...ادامه مطلب
نوشته شده توسط محمد برخورداری ساعت 09:07 ق.ظ موضوع مطلب :‌ زنان و دختران آسیب دیده ,

ویرایش شده در - و ساعت -

لینك ثابت | نظرات ()

دوشنبه 11 اردیبهشت 1385
افزایش زنان خیابانی در جامعه كاهش در آمار مسئولان

افزایش زنان خیابانی در جامعه كاهش در آمار مسئولان

نویدآقایی‌: با وجودی كه سال‌هاست رسانه‌ها و بعضی از كارشناسان درباره اهمیت حل معضل زنان خیابانی هشدار می‌دهند، اما با نگاه سنت مدارانه و امنیتی مسئولان، این سوژه روز به روز پنهان‌تر و همچنین گسترده‌تر می‌شود. با گذشت سال‌ها از باز شدن نسبی فضای اجتماعی ایران و اعلام مواضع و صحبت‌های بعضی از اساتید دانشگاه و فعالان اجتماعی، اما معضل زنان خیابانی در غیاب یك نهاد متولی و مسئولان، روزبه روز پیچیده‌تر می‌‌شود. البته مدتی پیش ابوالحسن فقیه رئیس سازمان بهزیستی دلیل دیگری برای این مشكل آورده و گفته بود: <بیشتر طرح‌های ارائه شده از سوی سازمان بهزیستی درباره ساماندهی زنان خیابانی به دلیل عدم پذیرش جامعه و مسئولان با شكست رو به رو شده است.> البته این شكست كه فقیه از آن نام می‌برد، ریشه در سال‌های گذشته دارد. همان سال‌هایی كه سازمان بهزیستی پس از سال‌ها سكوت درباره زنان خیابانی- كه از آن به نام زنان ویژه‌ نام می‌بردند- مراكزی را برای اسكان و ساماندهی آنها تاسیس كرد. مراكزی كه به گفته آگاهان، هیچ‌گاه نتوانست به سازوكاری حرفه‌ای برای بازگرداندن سالم این زنان به جامعه بدل شود.
این مشكل در كنار فرافكنی دستگاه‌های مختلف به این سوژه، حتی باعث اعتراض

 

...ادامه مطلب
نوشته شده توسط محمد برخورداری ساعت 01:05 ق.ظ موضوع مطلب :‌ زنان و دختران آسیب دیده ,

ویرایش شده در - و ساعت -

لینك ثابت | نظرات ()

چهارشنبه 24 اسفند 1384

گذرى بر مشكلات زنان خیابانى

پرسش بى پاسخ


نحوه مواجهه با زنان خیابانى به خصوص در چند سال اخیر گاه به صورت آشكار و گاه پنهان ابعاد پیچیده ترى به خود گرفته است به طورى كه نیروى انتظامى در اواخر بهمن ماه سال جارى از اجراى ساماندهى زنان خیابانى در كشور خبر داده بود. همچنین وزارت كشور نیز طرح ساماندهى زنان ویژه در سال آینده را جزو اولویت هاى كارى خود قرار داده است. هر ساله نیز طرح هایى از سوى سازمان بهزیستى كشور براى توانمندسازى زنان خیابانى به مجلس تقدیم مى شود، اما به گفته ابوالحسن فقیه رئیس سازمان بهزیستى كشور بیشتر طرح هاى ارائه شده از سوى سازمان بهزیستى درباره ساماندهى زنان خیابانى به دلیل عدم پذیرش جامعه و مسؤولان با شكست روبرو شده است. این در حالى است كه تمام نهادها و ارگان هاى ذیربط در بحث مسائل اجتماعى تمام نیروى خود را براى ساماندهى بحث زنان خیابانى به كار گرفته اند تا از گسترش این پدیده در جامعه جلوگیرى كنند. نكته بسیار مهم در امر مبارزه با پدیده زنان خیابانى آن است كه چه عواملى باعث پیدایش این پدیده در جامعه شده است؟

...ادامه مطلب
نوشته شده توسط محمد برخورداری ساعت 10:03 ق.ظ موضوع مطلب :‌ زنان و دختران آسیب دیده ,

ویرایش شده در - و ساعت -

لینك ثابت | نظرات ()

شنبه 29 بهمن 1384
زنان خیابانی جمع آوری از مفهوم تاعمل

آسیب شناسی تخلیه مركز نگهداری

زنان خیابانی جمع آوری از مفهوم تاعمل

سینا قنبرپور

واژه «جمع آوری» مدتهاست به ادبیات تصمیم گیران و مدیران اجتماعی ما راه یافته و از آن مهمتر واژه ای كلیدی در یكسری اقدامات مهم ازنظر آسیب های اجتماعی شده است.
به كارگیری این واژه و مفهوم آن، وقتی آخر هفته گذشته اتفاقی برای یكی از مراكز اقشار آسیب دیده بهزیستی افتاد برجسته تر و حساسیت برانگیزتر شد.
مركز نگهداری از زنان موسوم به خیابانی به نام «امیدوار» كه از مراكز سازمان بهزیستی استان تهران بود با شكایت بنیاد مستضعفان و صدور حكم قضایی به وسیله ماموران پلیس یگان حفاظت دادگستری تخلیه شد.براساس حكم صادره از سوی مقام قضایی عمل كننده این مركز كه مالكیت آن مربوط به بنیاد مستضعفان بوده باید حدود ۱۰ روز قبل از سوی بهزیستی تخلیه می شده است.
با این اقدام قشری از اقشار آسیب دیده جامعه ما به سبب ناهماهنگی های اداری و نادیده انگاشتن توانایی و توانمندی های دوباره بی سرپناه شدند تا آنجا كه نیروی انتظامی به دلیل بی سرپناهی افراد مستقر در مركز «امیدوار» در ۷۲ ساعت نخست پس از تخلیه این افراد را نگهداری كرده است. (تا زمان تهیه این یادداشت) حال آن كه درست در همین روزها سردار اسماعیل احمدی مقدم فرمانده پلیس كشور از «جمع آوری» معتادان خبر داده و طبقه بندی آن را تشریح كرده است.
پیش از این نیز طرح های دیگری همچون بحث «جمع آوری زنان خیابانی» ، «جمع آوری كارتن خواب ها» و یا همین طرح «جمع آوری معتادان تابلو» به اجرا درآمده بود.متاسفانه متولیان امور اجتماعی و تصمیم گیران و برنامه ریزان این حوزه هیچ توجهی به اثر واژه های كلیدی استفاده شده خود ندارند. در پس این واژه ها و آنچه تجربه شده است مفهومی غیر از آنچه خود واژه حمل می كند به چشم نمی خورد.
تابه حال دهها بار معتادان به وسیله پلیس دستگیر و جمع آوری شدند ولی پس از آن با گذران یك دوره كوتاه ترك دوباره به دامان اعتیاد بازگشتند.
به عبارت دیگر سیستمی كامل و توانمند برای پذیرش معتاد در جامعه و درمان و بسترسازی برای دوری او از اعتیاد یا همان آسیب اصلی وجود ندارد. این ناتوانی از جهاتی قابل بررسی و توجه است. نخستین نكته این كه سازمان بهزیستی كشور نظیر بنیاد مستضعفان و جانبازان توانایی و بودجه لازم را ندارد. بنابراین نمی تواند برای مدت طولانی اماكنی را دراختیار نداشته باشد تا در آن برنامه های خود را به اجرا درآورد.دومین نكته هم بحث فقدان مدیریت متمركز در امور اجتماعی است چرا كه اگر چنین بود هیچ قاضی مسوول به خود اجازه نمی داد به صرف دعوای دو ارگان دولتی حكم به آوارگی قشری آسیب پذیر بدهد كه اتفاقا برسر آوارگی آنان از شهر و خیابان همواره بحث و جدل بوده است.
نكته سوم نیز در بحث به كارگیری خود واژه «جمع آوری» است. باعث تاسف است كه تصمیم گیران و برنامه ریزان اجتماعی گمان می كنند باید قشری از هم وطنان آسیب دیده خود را جمع كنند تا موضوع و آسیب مربوط به آن حل شود.
مثل همان برنامه ای كه هر شب در سطح شهر راس ساعت ۹ به اجرا درمی آید. درحالی كه جمع آوری نه لفظ و نه عمل متناسبی با پدیده هایی چون «روسپیگری» ، «بی خانمانی» و یا «اعتیاد» است.
در چنین شرایطی به نظر می رسد نه متولیان اجتماعی و نه برنامه ریزان تلقی و برداشت و فهم درستی از جامعه و آسیب هایش ندارند و همین سبب می شود تا با نگاهی از بالا و به دور از عدالت به هموطنان آسیب دیده خود بنگرند و در مقابل توانایی مالی و اداری ارگانی نظیر بنیاد مستضعفان منفعل عمل كنند. نظیر آنچه در آخر هفته گذشته روی داد و مدیركل بهزیستی استان تهران در مقابل دعوای حقوقی بهزیستی و بنیاد راه استعفا در پیش بگیرد و از طرف دیگری انرژی نگهداری از افراد آسیب دیده نیز عملا به هدر برود.
با این اوصاف بهتر است اصلا این طرح های جمع آوری به اجرا درنیاید و نیرویی مثل نیروی انتظامی هم انرژی خود را صرف جمع آوری ۴۸ ساعته یا خیابانی نكند!

منبع : روزنامه  همشهری شنبه ۲۹ بهمن ۱۳۸۴

نوشته شده توسط محمد برخورداری ساعت 08:02 ق.ظ موضوع مطلب :‌ زنان و دختران آسیب دیده ,

ویرایش شده در - و ساعت -

لینك ثابت | نظرات ()

یکشنبه 13 آذر 1384
خشونت كلامی رتبه اول ،خشونت جنسی رتبه‌ آخر

خشونت كلامی رتبه اول ،خشونت جنسی رتبه‌ آخر

 


۶ آذر ماه ۱۳۸۴ ساعت : ۲۸ , ۲۲
خبرگزاری انتخاب : روزی كه دكتر محمود قاضی طباطبایی ، مجری " طرح ملی بررسی پدیده خشونت خانگی علیه زنان در 28 مركزاستان كشور" ، در جلسه‌ای كه در دانشگاه تهران و با حضور تعدادی از استادان، دانشجویان و علاقه مندان برگزار شد، برخی از یافته‌های این پژوهش را اعلام می‌كرد ، با اعتراض تعدادی از مخاطبان خود مواجه شد .

به گزارش "كانون زنان ایرانی" تعدادی از آنها رو به او گفتند كه یافته‌های پژوهش او را قبول ندارند . چرا كه جهت گیری خاص پژوهشگر در آن قابل تشخیص است . اوج اعتراض‌ها وقتی اتفاق افتاد كه قاضی طباطبایی آمارهای مربوط به رضایت از زندگی را در باره زنان مراكز 28 گانه استانی با هم مقایسه می‌كرد و گفت : " زنان تبریزی بیشترین رضایت را از زندگی خانوادگی خود دارند و كمترین ناسازگاری هم در میان خانواده‌های تیریزی دیده می‌شود . بعد هم اضافه كرد كه در حل اختلاف‌های خانوادگی ، این تبریزی‌ها هستند كه بیشترین مهارت را دارند و اردبیلی‌ها كمترین مهارت را ."

همین موقع دانشجویی از میان جمع با خنده‌ای گفت: " استاد ، تیریزی بودن شما در رسیدن به چنین نتایجی چقدر موثر بوده است ؟"

قاضی طباطبایی سپس به بیان آمارهای مربوط به حساسیت مردان نسبت به روابط همسرانشان با سایرین ، پرداخت و گفت :" بندرعباسی‌ها بیشترین و تیریزی‌ها كمترین حساسیت را در این باره نشان می‌دهند."

گرچه آوردن نام تبریزی‌ها دوباره موجب همهمه در میان حاضران شد، اما قاضی طباطبایی با آرامش به قرائت آمارهای خود در باره عوامل موثر بر خشونت خانگی ادامه داد :
"
تبریزی‌ها بالاترین كیفیت را در رابطه زن و شوهری دارند و اصفهانی‌ها پائین‌ترین كیفیت را، سابقه اختلافات خانوادگی در زاهدان بالترین و در تبریز پائین ترین است ، میزان تحمیلی بودن ازدواج در سنندج بیشترین و در تبریز كمترین است، مطلوبیت بهداشت روانی در خانواده نیز در تبریز بالاترین و در سنندج پائین‌ترین است ، قدرت نمایی و زورگویی مردان در خانواده‌ در سنندج بالاترین و در مشهد پائین‌ترین است . تعلقات مذهبی خانواده در یزد بالاترین و در تهران پائین‌ترین است ، مخاطرات و نگرانی‌های مهم در زندگی اجتماعی در ساری بیشترین و در یاسوج كمترین است ، وابستگی عاطفی به "همسر" در تبریز نسبت به سایر مراكز استان‌ها بیشترین و در شهركرد كمترین است و احساس نابرابری و بی‌عدالتی در دسترسی به فرصت‌ها و منابع خانواده برای زنان زاهدان بیشتر از سایر زنان ایرانی و برای زنان تبریزی كمتر است . "

وقتی میزان اعتراض‌ها بیشتر شد ، مجری طرح ملی بررسی پدیده خشونت خانگی ، گفت : " آنچه من برای شما قرائت می‌كنم فقط آمارهای خام است و شما می‌توانید هر جور كه می‌خواهید آن را تفسیر كنید. "


45
نوع خشونت خانگی

پژوهشگران این طرح ملی برای اندازه‌گیری شاخص كلی خشونت خانگی علیه زنان در ایران از 45 " مقیاس " یا به قول خودشان " گویه" استفاده كرده‌اند كه تعدادی از آنها عبارتند از : به كاربردن كلمات ركیك ، صحبت‌های بیرون از نزاكت و دشنام ، بهانه‌گیری های پی در پی ، داد وفریاد و بد اخلاقی ، ایجاد فشارهای روحی و روانی با رفتار آمرانه و تحكم آمیز ، تهدید به كشتن ، محروم كردن از غذا ، كتك‌ كاری مفصل ، مجبور كردن به كارهای خلاف عرف ، شرع و قانون ، جلوگیری از استقلال مالی و مجبور كردن به دیدن عكس و فیلم‌های مبتذل یه اجبار به روابط زناشویی ناخواسته .

در گزارش‌های نهایی طرح ملی بررسی پدیده خشونت خانگی ، هر یك از گویه‌ها در سه مرحله مورد اندازه‌گیری قرار گرفتند . در مرحله اول ، میزان وقوع خشونت خانگی از اول زندگی مشنترك تا كنون ،در مرحله بعدی میزان خشونت خانگی در یكسال گذشته و در مرحله دیگر طرز تلقی پاسخگویان از وقوع خشونت مورد نظر ، مورد ارزیابی قرار گرفت و هر كدام ا ز این آمارها به تفكیك " كل افراد موردمطالعه " و " افراد آسیب دیده " ( در گیر خشونت ) ، ارائه شده است .

بر اساس یافته‌های این پژوهش ملی ، در مجموع تمامی افرد مورد مطالعه در سطح ملی به طور متوسط 7/4 مورد از گونه‌های متفاوت ( 45 مورد ) خشونت خانگی را تجربه كرده‌اند . این میانگین برای افراد درگیر در خشونت خانگی 1/7 است . معنای این آمار این است كه هر زنی كه در طول زندگی مشترك خود تاكنون با خشونت خانگی درگیر بوده ، به طور متوسط هفت مورد از انواع این خشونت‌ها را تجربه كرده است .

قاضی طباطبایی و همكارانش میزان وقوع خشونت خانگی علیه زنان رادر هشت جنبه ( نوع) دسته بندی و بررسی كرده‌اند . یكی از انواع این خشونت‌ها استفاده از تهدیدهای متفاوت و ایجاد مخاطره است . 5/23 درصد از زنان مورد مطالعه در این پژوهش اعلام كرده‌اند كه از اول زندگی مشترك تاكنون درگیر این نوع از خشونت بوده‌اند كه مفهوم آن تهدید و شكایت به پلیس و دادگاه ، ایجاد محدویت در تماس‌های تلفنی و رفت و آمدهای روزانه، تهدید به آزار و اذیت ، تهدید به ترك كردن خانه و حتی اقدام به خودكشی و ... است .

خشونت روانی و كلامی ، رتبه نخست

زنان ایران در میان انواع 9 گانه خشونت خانگی ، بیشتر تحت خشونت‌های روانی و كلامی قرار دارند . 7/52 درصد از كل پاسخگویان در پژوهش ملی بررسی خشونت خانگی دقیقا اعلام كرده‌اند كه از اول زندگی مشترك تا كنون قربانی این نوع خشونت كه شامل به كاربردن كلمات ركیك ، دشنام ، داد و فریاد ، بهانه‌گیری‌های پی در پی و ... است ، بوده‌اند.
میانگین وقوع این نوع خشونت برای زنانی كه درگیر آن بوده‌اند ، 10 بار است .

رتیه بعدی از آن خشونت فیزیكی از نوع دوم است كه 8/37 درصد از زنان ایرانی از اول زندگی مشترك خود ، آن را تجربه كرده‌اند كه شامل سیلی زدن ، زدن با مشت یا چیز دیگر ، لگد زدن و ... است . متوسط میزان تجربه این نوع خشونت‌ها برای زنان درگیر در خشونت خانگی ، برابر با 46/2 بار است . رتیه سوم با رقم 7/27 درصد متعلق به خشونت‌های " ممانعت از رشد اجتماعی و فكری و آموزشی " است كه شامل ایجاد محدویت در ارتباط‌های فامیلی ، دوستانه و اجتماعی ، ممانعت از كاریابی و اشتغال و ایجاد محدویت در ادامه تحصیل و مشاركت در انجمن‌های اجتماعی است كه 3/72 درصد از زنان اظهار كرده‌اند كه از اول زندگی مشترك تا كنون در معرض این نوع از خشونت همسران خود نبوده‌اند .


خشونت جنسی ، رتبه آخر

خشونت‌های جنسی و ناموسی كه شامل مجبور كردن به دیدن عكس‌ و فیلم‌های مبتذل یا اجبار به روابط زناشویی ناخواسته یا غیر متعارف می‌شود ، با رقم 2/10 درصد رتبه پائینی را به خود اختصاص داده است . آمارهایی كه ابعاد میزان وقوع خشونت خانگی را در سطح ملی نشان می‌دهد ، حاكی است كه 8/89 درصد از زنان ایرانی گفته‌اند در طول زندگی مشترك خود هرگز قربانی خشونت‌های جنسی و ناموسی نبوده‌اند . همچنین اكثر افراد درگیر در خشونت‌های جنسی و ناموسی اعلام كرده‌اند كه در حد پائین و خیلی پائین ، در معرض این نوع خشونت ‌ها بوده‌اند .

بنابر این ، نتایج پژوهش بررسی خشونت خانگی در 28 مركز استان نشان می‌دهد كه وقوع خشونت‌های جنسی و ناموسی در سطح ملی در مقایسه با خشونت‌های دیگر ، كمتر گزارش شده است .
البته دكتر قاضی طباطبایی پس از ذكر آمار پائین خشونت‌های جنسی ، اضافه كرده است كه با توجه به وجود نوعی الزام ، جبر هنجاری ، عرفی و حتی شرعی در باره اظهار چنین خشونت‌هایی در جامعه و فرهنگ ایران ، به طور تلویحی می‌توان میزان كم این نوع خشونت ها را ناشی از خود سانسوری و نزاكت زنان مورد مطالعه دانست .

یافته‌های تحقیق قاضی طباطبایی و همكارانش در ارتباط با عوامل موثر بر خشونت خانگی نشان می‌دهد كه وضعیت تحصیلی نیز بر میزان همسرآزاری تاثیر دارد . زنان بی‌سواد بیشترین و زنان دارای فوق دیپلم و لیسانس كمترین خشونت را از اول زندگی مشترك خود تجربه كرده‌اند .

یافته‌های همین تحقیق نشان می‌دهد كه میزان تاثیر سن و همچنین شاغل و یا غیر شاغل بودن زن بر خشونت خانگی علیه زنان از تنوع و تفاوت‌های قابل توجهی برخوردار است . زنان 55 تا 59 ساله بالاترین و زنان 20 تا 24 ساله پائین‌ترین مورد وقوع خشونت را در زندگی مشترك خود داشته‌اند . زنان غیر شاغل نیز بیشتر و زنان شاغل كمتر خشونت را تجربه كرده‌اند .

یافته‌های یك پژوهش دیگر كه در تهران انجام شده است ، برخی از نتایج پژوهش ملی را در این باره تائید می‌كند ." ویژگی‌های فردی قربانیان همسرآزاری در مراجعه به مراكز سازمان پزشكی قانونی " عنوان پژوهشی است كه توسط حسن افتخار ، حسن كاكویی ، آمنه ستاره فروزان و منیر برادران انجام شده است . نتایج این مطالعه توصیقی نشان می‌دهد كه 28 درصد از قزبانیان خشونت خانگی شاغل و 71 درصد غیر شاغل بوده‌اند . از طرفی اشتغال زنان ارتباط تنگاتنگی با میزان تحصیلات آنان داشته است .

در این پژوهش همچنین روشن شد كه هر چه مدت زنا شویی افزایش می‌یابد دفعات ضرب و شتم شوهر و میزان مدارا با خشونت خانگی افزایش می‌یابد .

این پژوهش نشان می‌دهد كه تعداد دفعه‌های ضرب و شتم شوهر با تعداد فرزندان ارتباط مشتقیم دارد و هرچه تعداد فرزندان بیشتر باشد ، خشونت جسمی علیه زنان هم بیشتر شده است . ضمن اینكه بین دفعات ضرب و شتم شوهر و گرایش قربانیان به طلاق و جدایی ارتباطی دیده نشده است .

پژوهش ملی بررسی خشونت خانگی میزان تاثیر شغل ، درآمد ماهیانه خانوار ، زبان مادری و محل بزرگ شدن را بر خشونت خانگی مورد ارزیابی قرار داده است كه روشن شد ارتباط معناداری بین آنها وجود دارد .
به این ترتیب كه كارگران كشاورزی از اول زندگی مشترك تا كنون بیشترین و كارمندان و متخصصان عالی رتبه كمترین خشونت را درباره همسران خود انجام داده‌اند .
خانواده‌هایی كه میزان هزینه ماهانه آنها زیر 75 هزار تومان بوده بالاترین میزان خشونت را تجربه كرده‌اند و آنها كه بین 226 تا 300 هزار تومان هزینه داشته‌اند ، كمترین خشونت را .

تاثیر نوع واحد مسكونی بر خشونت خانگی

همچنین خانواده‌هایی كه درخانه‌های ویلایی زندگی می‌كنند ، بیشترین خشونت و خانواده‌هایی كه در آپارتمان سكونت دارند، كمترین خشونت را تجربه كرده‌اند .

مردانی كه تا 18 سالگی در روستا بزرگ شده‌اند ، بالاترین خشونت را علیه زنان روا داشته‌اند و مردان بزرگ شده شهر ، كمترین خشونت را .
زنانی كه با همسرشان همشهری نیستند ، بیشتر تحت خشونت واقع شده‌اند و البته آنها كه همشهری بوده‌اند كمترین خشونت را تحمل كرده‌اند .
در این پژوهش ارتباط زبان مادری نیز با خشونت در خانواده‌ مورد سنجش قرار داده شد و نتایجش خبر از آن می‌دهد كه مردان بلوچ و لر زبان ، بالاترین خشونت و مردان مازنی و گیلك زبان ، كمترین خشونت را از ابتدای زندگی مشترك تا كنون نسبت به زنان خود روا داشته‌اند .

پرخشونت‌ترین دوره‌ها

میانگین مرتب شده دوره‌های زندگی، در بین پاسخگویان در سطح ملی بر حسب میزان وقوع خشونت خانگی نشان می‌دهد که دوره‌های زیر به ترتیب پرخشونت ‌ترین دوره‌ها برای زنان ایران محسوب می‌شوند :

۱-
یک سال اول ازدواج ۲- دوران تنگناهای مالی ۳- پس از تولد فرزندان ۴- حداقل یکبار در ماه ۵- دوران میانسالی ۶- دوران بارداری .

خلاصه یافته‌های بر‌آورد گستره خشونت خانگی در ۲۸ مرکز استان کشور ۱۲ مورد از کم شایع‌ترین انواع خشونت را در باره زنان چنین نشان می‌دهد:

۱-
مجبور کردن به انجام کارهای خلاف عرف و شرع و قانون (۱/۱ درصد)

۲-
کتک‌ کاری منجر به سقط جنین (۲/۱ درصد)

۳-
زدن تا حد نقص عضو ( ۳/۱ درصد )

۴-
زدن تا حدی که پرده گوش پاره شده است ( ۵/۱درصد)

5-
زدن تا حدی که دست یا پا شکسته است ( ۲درصد)

۶-
از دست دادن دندان ( ۶/۱ درصد)

۷-
زدن تا حدی که فک یا بینی شکسته است ( ۵/۱ درصد)

۸-
جلوگیری از نگهداری فرزندان توسط زن در زمان متارکه ( ۲ درصد)

۹-
ازدواج مجدد شوهر بدون رضایت همسر اول ( ۲ درصد)

10-
مجبور کردن به سقط جنین ( ۵/۲درصد)

۱۱-
زدن تا حدی که دندان‌ها لق شده است ( ۵/۲ بدرصد)

۱۲-
عدم مراعات بهداشت زناشویی ( ۶/۲ درصد)

نكته آخر

اگر چه در پژوهش ملی بررسی خشونت خانگی علیه زنان برای افزایش دقت در اندازه‌گیری مفاهیم ، به طور گسترده از روش مقیاس سازی با استفاده از روش‌های آماری پیشرفته استفاده شده و تعداد پاسخگویان به هر یك از مفاهیم مورد نظر متشكل از یك سوم نمونه در هر مركز استان است نوشته شده توسط محمد برخورداری ساعت 08:12 ق.ظ موضوع مطلب :‌ زنان و دختران آسیب دیده ,

ویرایش شده در - و ساعت -

لینك ثابت | نظرات ()

جمعه 4 آذر 1384
تحلیل جامعه شناختی و روانشناختی پدیده زنان خیابانی

 

 

تحلیل جامعه شناختی و روانشناختی پدیده زنان خیابانی

قربانیان

 

 

گفت وگو از مینو بیگی
یكی از آسیب  هایی كه جامعه جوان ما را تهدید می كند گسترش پدیده «زنان خیابانی» است. مسأله و مشكلی كه علیرغم قبح اجتماعی و مغایرت آشكار با فرهنگ دینی و اسلامی به گونه ای خودنمایی می كند كه نمی توان به سادگی از كنار آن گذشت و موضوع را تنها به بی مبالاتی اخلاقی یا مشكلات و اختلالات فردی تقلیل داد.
از این روست كه بررسی ابعاد اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی این پدیده جهت شناخت زمینه ها و عوامل شكل گیری و نهایتاً  پیشگیری از توسعه مشكل ضرورت پیدا می كند. برای این منظور به سراغ دو تن از روانشناسان و جامعه شناسان كشور آقایان دكتر فربد فدایی و دكتر عباس محمدی اصل رفته ایم و ابعاد مختلف پدیده زنان خیابانی را مورد بررسی قرار داده ایم.
دكتر فربد فدایی روانپزشك و دانشیار دانشكده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران است كه آثار و مقالات متعددی در حوزه روانشناسی دارد.
دكتر عباس محمدی اصل جامعه شناس و استاد دانشگاه علامه طباطبایی است و كتابها و مقالات بسیاری از او در زمینه های جامعه شناسی به چاپ رسیده است.

* آقای دكتر فدایی شما پدیده زنان خیابانی را چگونه تعریف می كنید؟
- عنوان زنان خیابانی به كسانی اطلاق می شود كه خارج از حدود قواعد اجتماعی، قانونی و شرعی در قبال برقراری رابطه جنسی پول دریافت می كنند. این امر به عنوان یك آسیب شناسی اجتماعی از دورانهای كهن وجود داشته است و به زمان و مكان خاصی محدود نبوده است. گاهی با تساهل و گاهی با قهر با آن برخورد شده است، لیكن در همه ادیان الهی قبیح و ممنوع دانسته می شود.
* آیا زنان خیابانی از نظر روانی بیمار هستند یا عوامل اجتماعی و ویژگی های فردی در این امر نقش دارد؟
- برخی از زنان خیابانی دچار اختلالات روانی هستند، در برخی دیگر عوامل اجتماعی (فقر، نبودن حمایت اجتماعی،...) نقش عمده دارد و شاید در تعداد قلیلی هم صرفاً  خواست خود آنان مؤثر باشد. حتی اگر عامل روسپیگری در برخی از این زنان در اصل اختلالات روانی باشد، اما نارسایی  های اجتماعی در تظاهر آن نقش دارد. به این معنی كه در شرایط مطلوب اجتماعی، اختلال روانی نمی تواند سبب روی آوردن یك زن به روسپیگری شود.
* چه نوع زنانی مستعد قربانی شدن به عنوان زن خیابانی هستند؟
- عقب ماندگی ذهنی، برخی اختلالات شخصی، برخی اختلالات خلقی و برخی روانپریشها بین زنان خیابانی شایعتر از كل جمعیت است. البته در شرایط مطلوب اجتماعی این وضعیت ها به سرعت تشخیص داده و درمان می شود لیكن در صورت پایین بودن سطح بهداشت روانی و فقر سامانه های بهداشتی یك كشور در پیشگیری، درمان و توانبخشی اختلالات روانی، این بیماری ممكن است وارد خرده فرهنگ بزهكاران شوند.
از نظر اجتماعی هم زنان و دخترانی كه با مشكلاتی چون فقر، نابسامانی های خانوادگی، عدم امكان ازدواج، الگوهای نادرست از قبیل دوستان نامناسب و تأثیرات نامطلوب رسانه های تصویری روبه رو هستند در معرض خطر بیشتری قرار می گیرند. این كه زنی به میل خود و به علت تمایلات جنسی وارد جرگه زنان خیابانی شود عملاً  به حدی نادر می باشد كه نمی تواند در محاسبات وارد شود.
* راجع به اختلالات روانی كه می تواند از موجبات گرایش به روسپیگری شود توضیح بیشتری دهید.
- در اسكیزوفرنیا كه نوعی روانپریشی محسوب می شود ارتباط فرد با واقعیات قطع می گردد و علائمی چون هذیان و توهم در او پدید می آید. در اسكیزوفرنیای ساده هر چند هذیان و توهم بارز وجود ندارد اما بیمار انگیزه خود را برای پیشرفت از دست می دهد، رفتار و گفتار او غیرعادی می شود، مهارتهای لازم برای ارتباط جمعی نامناسب را نمی تواند كسب كند. قادر به ادامه تحصیل نیست و كاملاً  متكی به خانواده می شود و در عین حال از سوی آنان مورد سرزنش و ملامت قرار می گیرد، این فرد قادر به تأمین معاش خود نیست و در صورت ازدواج به علت نارسایی های مذكور مورد بی مهری همسر قرار می گیرد و زندگی او اغلب به طلاق می انجامد. چنین زنی به علت ناتوانی در تأمین معاش و نداشتن مهارتهای اجتماعی در معرض خطر روسپیگری قرار می گیرد.
در دوره  رمانتیك (سرخوشی بیمارگونه) كه از اختلال خلقی دو قطبی است بیمار همه چیز را سهل و ساده می پندارد و به دنبال فعالیت های لذت جویانه است، بنابر این امكان دارد این رفتارهای ناهنجار جنسی از جمله روابط نامشروع و غیرقانونی هم روی دهد.
در اختلال شخصیت مرزی، رفتارهای ماجراجویانه و لذت جویانه از جمله مصرف مواد مخدر و روابط نامشروع جنسی هم دیده می شود.
اما مهمترین اختلال روانی كه در زنان با روسپیگری به طور خاص و یا بزهكاری به طور عام مربوط می شود، اختلال شخصیت ضد اجتماعی است كه در آن فرد نمی تواند مقررات اجتماعی را بپذیرد. نقض مقررات زندگی خانوادگی و اجتماعی، ماجراجویی، لذت جویی، دروغگویی، رفتارهای جنسی زود هنگام، اعتیاد به مواد مخدر و الكل، نداشتن برنامه برای آینده، تحریك پذیری، بی توجهی به امنیت خود و دیگران، بی مسئولیتی و فقدان پشیمانی نسبت به اعمال خلاف خویش و سوابق دستگیری به علت نقض قانون از جمله  نشانه های اختلال شخصیت ضد اجتماعی است كه در بخش عمده ای از روسپیان ملاحظه می شود. سرانجام باید به اعتیاد اشاره كنیم كه می تواند هم عامل روی بردن به فحشا برای تأمین مخارج مواد باشد و هم معلول زندگی بزهكارانه را به عنوان روسپی. بدیهی است كه در صورت وجود سامانه بهداشتی مناسب كه در برگیرنده نیازهای بهداشت روانی باشد، موارد فوق الذكر سریعاً  تشخیص و درمان می شوند وافراد در ورطه روسپیگری سقوط نمی كنند.

 

دكتر فربد فدائی: این زنان قربانیانی هستند كه دیگران را هم قربانی می كنند. آنان در معرض انواع آزارها و تهدیدها قرار دارند و به انواع بیماری های واگیردار پوستی، آمیزشی، گوارشی و تنفسی مبتلا هستند. هرچند در سال های اخیر به خطر وجود ایدز در این زنان و سرایت آنان به مردان و گسترش ایدز از طریق این مردان تأكید شده است، لیكن باید دانست دیگر اختلالات عفونی در این زنان بسیار مهم است
* چه مسائل اجتماعی بیشتر با پدیده زنان خیابانی مرتبط است؟
- بیكاری، بی سوادی، فقر، اعتیاد، نبودن سامانه های اجتماعی حامی زنان و دختران آسیب پذیر، رواج مصرف گرایی، نمایش های تلویزیونی یا فیلم  های سینمایی كه مروج ابتذال و زیر پا گذاشتن ارزش های خانوادگی و مطرح كننده آوازه خوانها و ... به عنوان سرمشق جوانان باشد، همه در پدیده مذكور نقش تسهیل كننده دارند. جدایی، طلاق، بدرفتاری پدر یا مادر یا برادر بزرگتر، وجود ناپدری و نامادری نامناسب، آزار جنسی یا جسمی یا روانی، فرار از خانه، مورد تجاوز قرار گرفتن، ناتوانی خانواده در برآوردن حداقل نیازهای زیستی و عاطفی كودك و نوجوان از دیگر علل مستعدكننده فحشا است.
اگر خانواده ای دختر خود را به علت خطاهای كوچك نبخشد و او را از خود براند احتمال زیادی وجود دارد كه این دختر خود را به طور كامل بی ارزش بداند و در نتیجه روسپیگری هم برای او بی اهمیت شود حتی دیده شده است كه زنان و دخترانی به قصد تنبیه خود و گاهی نیز به قصد انتقام از بستگان ستمگر و بی گذشت خویش به روسپیگری پرداخته اند.
مسأله مهم دیگری كه به آن كمتر پرداخته می شود مردانی هستند كه به دنبال زنان خیابانی می روند و بین آنان ممكن است از جوانانی كه به علت ناتوانی در ارضاء مشروع نیاز جنسی به سوی روسپیان كشیده شده اند تا مردان متأهل بوالهوس و لاابالی كه صرفاً  برای تازه جویی این كار را می كنند یافت شود. بدیهی است كه زمینه های زیست شناختی، روانشناختی و جامعه شناختی این امر در مردان متقاضی هم باید بررسی شود و مسئولیت این مردان هم در رواج این پدیده مورد توجه قرار گیرد.
* فقر در پدیده زنان خیابانی چه نقشی دارد؟
- اگر زنی قادر به تأمین معاش خود یا خانواده تحت سرپرستی خویش از راه مشروع و قانونی نباشد احتمال زیادی دارد كه به سمت كارهای نامشروع و غیرقانونی كشیده شود. به این نكته باید اذعان كرد كه متأسفانه فرصت های شغلی مناسب برای زنان وجود ندارد و امكانات اقتصادی به طور عمده در دست مردان است. زنی كه به علت از دست دادن همسر، طلاق یا ترك شدن نیاز به كار دارد با توجه به آنكه عموماً از تحصیلات یا تخصص، هم برخوردار نیست و در تأمین معاش خویش با مشكل روبه رو می شود و سازمان های مسئول هم به عوض آنكه به فكر آموختن حرفه به این زنان یا یافتن كار مناسب برای او باشند تنها به دادن مستمری ناچیزی به او اكتفا می كنند. وضعیت زنان دچار ناتوانی  هوشی یا بیماری روانی از این هم بدتر است و طبعا برخی از این زنان بالاجبار به تن فروشی به مردانی كه دارای پول هستند می پردازند تا زنده بمانند. در واقع اگر برای این زنان امكانات زندگی شرافتمندانه مهیا باشد و باز هم دست به خود فروشی بزنند در آن صورت به طور كامل مسئول اعمال خویش هستند و باید حكم لازم درباره آنان اجرا شود.
* عواقب پدیده زنان خیابانی چیست؟
- این زنان قربانیانی هستند كه دیگران را هم قربانی می كنند. آنان در معرض انواع آزارها و تهدیدها قرار دارند و به انواع بیماری های واگیردار پوستی، آمیزشی، گوارشی و تنفسی مبتلا هستند. هرچند در سال های اخیر به خطر وجود ایدز در این زنان و سرایت آنان به مردان و گسترش ایدز از طریق این مردان تأكید شده است، لیكن باید دانست دیگر اختلالات عفونی در این زنان از جمله انواع هپاتیت و بیماری های آمیزشی و پوستی دیگر نیز بسیار مهم است. اكثر این زنان اعتیادهای گوناگونی هم دارند.
وجود این زنان سبب رواج بی بند وباری در جامعه، سست شدن پیوندهای خانواده و كاهش آمار ازدواج می شود. بسیاری از این زنان قربانی خشونت و قتل می شوند، كما اینكه در سال های اخیر چند مورد از قتل های زنجیره ای كه قربانیان آنها زنان خیابانی بوده اند و قاتل نیز فرد پلیدی بوده كه پس از رابطه با این بخت برگشتگان و سرقت اموال ناچیز آنان مرتكب جنایت شده آشكار گردیده است.
* كدام دستگاه های اجرایی مسئول رسیدگی به این معضل هستید؟
- به طور غیر مستقیم همه دستگاه های اجرایی با این موضوع و پیشگیری از آن مرتبط هستند. از جمله وزارت آموزش و پرورش، ارشاد، بهداشت، درمان و آموزش پزشكی، كار، رفاه اجتماعی، كشور، اقتصاد، صنایع و معادن و... قوه قضائیه و قوه مقننه نیز نقش مهمی در امر پیشگیری می توانند داشته باشند، اما اگر مسئولیت مستقیم مورد نظر باشد. آن گاه وزارت كشور، نیروی انتظامی، وزارت بهداشت، سازمان بهزیستی و وزارت جدید التأسیس رفاه اجتماعی را باید نام برد.
* راهكارهای جلوگیری از شیوع این پدیده چیست؟
- پیشگیری در این جا دو نوع است، بنیادی و اختصاصی. پیشگیری بنیادی به معنی رفع بیكاری، فقر، محرومیت، نابرابری و در مجموع، ساختن جامعه آرمانی اسلامی است كه در آن معنویت هدف است و در عین حال نیازهای ابتدایی تر نیز به طور نسبی برآورده شده است.
پیشگیری خاص عبارت از رفع عوامل موجد اختلالات روانی و شخصی از طریق گسترش بهداشت روانی در خانواده، ارائه آگاهی در مورد الزامات و ضروریات ازدواج، تأكید بر تعداد مناسب فرزندان، گسترش ساختارهای حمایت اجتماعی و جلوگیری از بدآموزی توسط رسانه های همگانی تصویری است.
* آقای دكتر محمدی اصل شما پدیده زنان خیابانی را از نظر جامعه شناختی و اجتماعی چگونه می بینید؟
- من در ابتدا به ریشه و پیشینه  این پدیده نگاه می كنم. ریشه این رویكرد در شواهد باستانی- تاریخی نشانگر همپایی دیرباز اخلاق مردسالاری با پدیده فحشا و تن فروشی است.همچنین ادبیات اخلاقی قرون میانه ایران زمین در نمایندگاری فحشای مردانه و مشحون از شاهد بازی است. در این اثنا هر چند در غرب زنان بدكاره توسط كل شهروندان سنگسار شده و تا ابد گناهكار می ماندند. لیكن در شرق اولاً قوانین، ازدواج منقطع را به عنوان سنتی مأخوذ از زندگی اعراب تداوم بخشیده و ثانیاً شواهد بر جای مانده تاریخی نشانگر سنگسار زنان به حكم قضات شرع بوده است. در دوره معاصر نیز علاوه بر حضور زنان غیر مسلمانی همچون رقاصان غیرمسلم در میخانه ها و مجالس طرب و لهو و لعب. تداوم آشكار و پنهان فحشای زنان و مردان ایرانی تا تعمیم ضرب المثل هایی از رفتارهای جنسی اقوام مختلف در افواه پیش  آمده است.

 

دكتر عباس محمدی اصل: نتایج تحقیق بر روی ۱۴۷ زن خیابانی مقیم مركز بازپروری سازمان بهزیستی و یا مشغول به كار در خیابان گویای آن است كه ۵/۳۷ درصد این زنان دوران كودكی و نوجوانی خود را بدون حضور توأم پدر و مادر طی كرده اند.. برای نزدیك به ۴۰ درصد پدران زنان خیابانی و ۷/۱۳ درصد مادران آنها جرایم و انحرافات اجتماعی روال زندگی بوده است و این در حالی است كه ۲۸ درصد پدران و ۹/۶ درصد از مادران در این خانواده ها با مواد مخدر سروكار داشته اند
* دلایل اجتماعی و فرهنگی افزایش این پدیده در جامعه ما چیست؟
- در ایران فعلی از آمیزه مردسالاری فرهنگی و ادغام گرایی اجتماعی و ناكارآمدی اقتصادی فحشا و تن فروشی جلوه جدیدی یافته است.
ساخت جوان جمعیت ایران و تشدید فعالیت های جنسی در دوره جوانی به اضافه موانع اقتصادی ارتباطی جنسی سبب جوانی چهره تن فروشی و عدم پاسخگویی به مطالبات ناشی از آن گردیده است.
در پرتو این شرایط است كه واقعیت فحشا و تن فروشی در جامعه فعلی ایران جان می گیرد. در واقع بنا به اعلام معاون اجتماعی سازمان بهزیستی، در ایران سال ۱۳۸۲ قریب «۵/۲ میلیون فقیر مطلق، ۵/۵ میلیون نفر زیر خط فقر و ۱۱ میلیون فرد كم درآمد در كشور زندگی می كنند. ۴۵ درصد جمعیت كشور زیر ۲۰ سال سن دارند. نرخ رشد طلاق در كشور حدود ۱۴ درصد و در تهران ۲۰ درصد و همچنین نرخ بیكاری در برخی استان ها و شهرها تا بالای ۲۴ درصد و به طور میانگین در كشور حدود ۱۴ درصد رشد داشته است» . (فرامرزیان، ۲۴/۴/۱۳۸۲ ) از این زاویه بر طبق گزارش سازمان ملی جوانان (بررسی وضعیت جوانان، گزارش شماره ۱۶)، درصد طلاق به ازدواج در كل كشور هم از ۹/۷ درصد در سال ۱۳۷۵ به ۴/۹ درصد در سال ۱۳۸۰ رسیده است. بر همین بنیان «۸۰ درصد زنان [خیابانی] به دلیل فقر اقتصادی پای در این راه می گذارند.] و [ از ۱ میلیون و ۷۰۰ هزار زن سرپرست خانوار، ۵۰۰ هزار زن كه تحت هیچ نوع پوشش خدماتی نیستند، همه بالقوه در معرض این بزه قرار دارند.] در این میان شایان توجه است كه[ هر چند مسائل مادی در بروز این فاجعه اجتماعی مؤثر است، اما نمی تواند تنها عامل در تمامی مناطق كشور به حساب آید؛ چنانكه استان كهكیلویه و بویراحمد به رغم آنكه جزو نواحی محروم می باشد اما با ۷ صدم درصد زنان خیابانی كمترین میزان را به خود اختصاص داده است و در مقابل استان خراسان با ۲۲/۴ درصد و تهران با ۱۴ درصد زن بیشترین میزان را دارا هستند.». (روزنامه قدس، ۲۵/۷/۱۳۸۱ ) با این همه «در حال حاضر ۴۶۳۱ نفر به اتهام اعمال و رفتار خلاف عفت عمومی در زندان های كشور به سر می برند كه حدود نیم درصد آنان را زنان و ۵/۱ درصد را مردان تشكیل می دهند و به طور متوسط روزانه بین ۲ تا ۴ دختر فراری از طریق دستگاه های مسئول برای انجام معاینات لازم به پزشكی قانونی ارجاع داده می شوند كه غالباً به روابط جنسی نامشروع دست زده اند».(روزنامه حیات نو، ۲۷/۸/۱۳۸۰ )
به شكل خاص تر نتایج تحقیق بر روی ۱۴۷ زن خیابانی مقیم مركز بازپروری سازمان بهزیستی و یا مشغول به كار در خیابان گویای آن است كه در بیش از ۸۰ درصد زنان خیابانی قبل از ۱۷ سالگی و ۷/۴۳ درصدشان نیز قبل از ۱۳ سال ازدواج می كنند و این درحالی است كه این ازدواج ها با مردانی صورت می گیرد كه ۶/۲۵درصدشان قبلا یك بار و ۳/۸ درصدشان بیش از یكبار ازدواج كرده اند.میزان سواد ۲۳/۷۸ درصدزنان خیابانی در حد راهنمایی و پایین تر است.
۶۰/۴۰ درصد این زنان با رضایت خود ازدواج كرده اند. ۷۸/۱۵ درصد همسران این زنان بیكار و۲۶
درصدشان به اعمال غیرقانونی مبادرت می ورزند و به عبارت دیگر ۱۸/۴۲ درصد همسران این زنان فاقد درآمدند یا از طریق فعالیت های غیرقانونی برای خود درآمد كسب می كنند. ۵/۳۷ درصد این زنان دوران كودكی و نوجوانی خود را بدون حضور توأم پدر و مادر طی كرده اند.برای نزدیك به ۴۰ درصد پدران زنان خیابانی و ۷/۱۳ درصد مادران آنها جرایم و انحرافات اجتماعی روال زندگی بوده است و این در حالی است كه ۲۸ درصد پدران و ۹/۶ درصد از مادران در این خانواده ها با مواد مخدر سر و كار نزدیكی داشته اند. اگرچه ۵/۵۸ درصد این زنان از طریق دوستانشان با مسئله تن فروشی آشنا شده اند، اما چنین رویدادی به دور از انتظار نیست زیرا برای ۶۲ درصد از آنها ۱۳ تا ۲۰ سالگی آغاز سن ورود به روسپیگری بوده است، اما ورود ۸/۲۱ درصد این زنان به این دنیا از طریق نزدیك ترین افراد خانواده یعنی پدر و مادر و ۲/۱۲ درصد نیز از طریق همسرانشان بوده است و۳۲ درصد زنان خیابانی فقط سیگار مصرف می كنند ...
تنها ۹ درصد این زنان به زندگی مشترك خود ادامه می دهند. ۵۰ درصد این زنان در همان دو سال اول با زندگی مشترك وداع می كنند و این در حالی است كه ۲/۷۵ درصد این زنان در طول زندگی مشترك نیاز به مهر و محبت را با تمام وجود طلب می كنند و ۷۰ درصدشان نیز در زندگی مشترك خود قربانی ضرب و شتم و پرخاشگری همسرانشان هستند. بیش از ۶۰ درصد زنان خیابانی سوءاستفاده جنسی را در كودكی تجربه كرده اند كه ۷۰ درصد این آزارها از سوی پدر یا ناپدری بر قربانیان اعمال می شود درمجموع همانطور كه آمار آسیب های اجتماعی سالانه با رشد ۱۵ درصدی مواجه می شود، رشد ۱۵ درصدی زنان خیابانی هم دور از انتظار نیست.چنانكه طی ۹ ماهه سال ۸۲ بیش از یك هزار و ۳۰۰ زن خیابانی در سطح كشور جمع آوری شده اند. این زنان پس از ارجاع به این مراكز( ۱۷مركز نگهداری زنان آسیب دیده در كل كشور) ۳ هفته در قرنطینه هستند و پس از انجام معاینات پزشكی و اقدامات اولیه به مدت ۶ ماه تا ۱ سال ضمن نگهداری موقت، در كارگاه های حرفه آموزی مشغول به كار شده و توانمند می شوند.

 روزنامه همشهری پنجشنبه ۳ آذر ۱۳۸۴

 

نوشته شده توسط محمد برخورداری ساعت 07:11 ق.ظ موضوع مطلب :‌ زنان و دختران آسیب دیده ,

ویرایش شده در - و ساعت -

لینك ثابت | نظرات ()


This Template Designed By Theme.MihanBlog.Com And Davood Jafari